ترنم تنهایی

گیتار زندگی همیشه شاد نمینوازد… اما دوستش بدار چون غمش هم خاطره میسازد

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش

گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش

فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش                          


خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش

دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند

زین تغابن که خزف می‌شکند بازارش

جای آن است که خون موج زند در دل لعل

این همه قول و غزل تعبیه در منقارش

بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود

بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش

ای که در کوچه معشوقه ما می‌گذری

هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست

جانب عشق عزیز است فرومگذارش

صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل

به دو جام دگر آشفته شود دستارش

صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه

نازپرورد وصال است مجو آزارش

دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود


برچسب‌ها: ادامه مطلب
[ ۱۳٩۱/۱٠/٢ ] [ ٥:٥٤ ‎ب.ظ ] [ منو نمیشناسی؟؟؟؟ ] [ نظرات () > ]