فقط به خاطر پول

پیرمرد نارنجی پوش در حالی که کودک  را در آغوش داشت با سرعت وارد بیمارستان شد و به پرستار گفت:خواهش می کنم به داد این بچه برسید.        بچه ماشین بهش زد و فرار کرد…

پرستار: این بچه نیاز به عمل داره باید پولشو پرداخت کنید!

پیرمرد: اما من پولی ندارم؛ پدر و مادر این بچه رو هم نمی شناسم. خواهش می کنم عملش کنید من پول و تا شب براتون میارم…

پرستار:با دکتری که قراره بچه رو عمل کنه صحبت کنید.

اما دکتر بدون اینکه نگاهی به کودک بیندازد گفت : این قانون بیمارستانه! باید پول قبل از عمل پرداخت بشه.

اما صبح روز بعد ...

دکتر بر سر مزار دختر کوچکش اشک می ریخت…

و فقط به خاطر پول

/ 2 نظر / 2 بازدید

[گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه][گریه]

فاطمه . ق

[زودباش]